تریبون جوانان

وبلاگ شخصی عباس رضایی
صفحه اصلی بیوگرافی
 

آموزش جامع 30 زبان خارجی Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
افسانه گنجی  تمام شد!

جمهوری اسلامی باید از گنجی تشکر کند!

با گنجی، مردم را از اعتراض به احمدی نژاد و از دخالت مردم ایران در اوضاع کردستان، بر حذر داشتند.

خبر پایان اعتصاب غذای گنجی را همه شنیدند، خوشحالم که ایشان اعتصاب غذای خود را شکستند!

با اینکه می دانستم گنجی برای جمهوری اسلامی خودی  و آخر  بازیش معلوم است.

جنبش دو خرداد چه در داخل و چه در خارج از حکومت شکست خورد، گنجی که بار شکست کنفرانس برلین را حمل می کرد، تن به شکست دیگری داد. اگر چند سال پیش چپ و کمونیسم در برلین و در خارج کشور شکستش داد، همه بر این گمان بودند که این جنبش تنها در خارج کشور وجود دارد و کسانی مثل گنجی در داخل کشور قهرمانند.

اما وقایع  دو ماه گذشته نشان داد که گنجی قهرمان نیست، یک مهره رژیم است که اکنون مورد غضب قرار گرفته است. فردا ممکن است کاندید مجلس، یا رئیس جمهوری همین حکومت شود.

گنجی انتظار داشت در فراخوان برای نجات جان گنجی توده های میلیونی مردم به خیابان بیایند و گنجی را بر فراز تاریخ معاصر ایران به پرواز در آورند! ولی هم گنجی دید و هم همه دیدند، که گنجی بجز تعدادی وبلاگ نویس و دو خردادی شکست خورده ، و برادران اصلاح طلبش در خارج کشور کسی را با خود ندارد. به چند دلیل اکنون طرفداران گنجی باید به مردم پاسخگو باشند.

با پر سر و صدا کردن مسئله گنجی  اتفاقات کردستان در ایران را به حاشیه کشاندند! کشته شدن چندین نفر و دستگیری بیش از 1000 نفر در حاشیه اعتصاب  گنجی قرار گرفت! این جنایت در حق مردم بپا خواسته بود، این بزرگترین کمکی بود که می شود به نگه داشتن جمهوری اسلامی در قدرت کرد.

 اما دستگیر شده های کردستان مثل گنجی خودی نیستند!

برهان دیوانگر، رویا طلوعی..... و هزار نفر دیگری که در زندان هستند، حتی  معلوم نیست کدامین زندانند! زنده اند یا نه؟ به شدت شکنجه می شوند یا نه؟ همین امروز یکی از آنها در اولین ملاقاتش به خانواده اش گفت که با شکنجه مجبورم کرده اند به قتل مامور نیروی انتظامی اعتراف کنم، در حالی که چنین نکرده ام.

ولی کجا  هستند آن آزادیخواهان که برای گنجی داشتند اعتصاب غذا می کردند، نامه می نوشتند، امضا جمع می کردند، و ندای "ما اهل کوفه نیستیم گنجی تنها بماند" را سر می دادند.

بوش کجا است ، چرا پیام نمی دهد، چرا به مردم 16 مرداد را تبریک نگفت، چرا تیتر سر خط اخبار هر روز رادیو فردا  نمی شود؟ بی بی سی چرا خشکش زده است؟ جواب همه این سوالها معلوم است.

جنبش کردستان نه در شروع  ولی خیلی زود به چپ چرخید! متمدن شد! خواستهای متمدنی داشت، و تقویت رادیکالیسم  و چپ بود. همین همه را زمین گیر کرده است.

جنبش اعتراضی در شهرهای کردستان سرنگونی طلب بود، کلیت جمهوری اسلامی را نشانه رفته بود، نه جنبش رفراندوم بود، نه جنبش اصلاحات و انقلاب مخملی! این جنبش سرنگونی طلب، دیگر متعلق به جنبش گنجی و خاتمی و برادران شان در خارج کشور نبود.

این جنبش مردم به تنگ آمده ایران از دست کلیت نظام بود، جنبش ستمدیده گان ، جنبش ضد مذهب، جنبشی که دشمنی تاریخی، به قدمت تاریخ بشری با جنبش گنجی و امثال گنجی دارد.

نوشته شده توسط عباس رضایی در دوشنبه 31 مرداد ماه سال 1384 و ساعت 6:39 PM
ایران سرزمین مردهای بی غیرت!
پاسدار احمدی مقدم فرمانده نیروی انتظامی در سخنانی به ضرورت مبارزه برای ریشه کن کردن بد حجابی در ایران پرداخت و وعده داد که" بزودی طرح حجاب اجرا می شود "                               

از سوی دیگر محمد تقی رهبر، عضو کمسیون فرهنگی مجلس " مردان ایران را بی غیرت خواند که اجازه می دهند زنها و دخترانشان بد حجاب در اماکن عمومی ظاهر شوند". وی در ادامه گفت "از این پس  لباس بدن چسپ و آستین کوتاه نیز برای مردان ممنوع خواهد شد و دانشجویانی که این امر را رعایت نکنند در پایان سال با مشکلاتی جدی روبه رو خواهند شد".

و اما مسئله غیرت و چرا مردهای ایرانی بی غیرتند؟

در اسلام و در سنتهای کهن و پیش و پا افتاده  قرون پیش، حمله به حقوق زن و پایمال کردن حقوق پایه ای جامعه زنان "غیرت" و "ناموس" نام گرفت و این لکه ننگ همچنان بر پیشانی قشر حاشیه ای جامعه و کسانی که در مناطق فقیر نشین و حتی بعضا در شهرهای بزرگ زندگی می کنند همچنان وجود دارد.

متاسفانه این افراد حاشیه نشین اکنون حکومت را در اختیار گرفته اند، و این سنت و فرهنگ عقب افتاده خود را در جامعه تبدیل به قانون کرده اند. این افراد به هیچ نحوی حاظر به از دست دادن فرهنگ خود که پایه اصلی قدرت آنها را تشکیل می دهد نیستند. زیرا با زیرو رو شدن فرهنگ جامعه و مدرن شدن قوانین حاکم بر آن، این حاشیه نشینان جامعه قدرت و در پی آن ثروت های خود را از دست می دهند.

و اما مردم متمدن و ساکنان جوامع  و شهرهای بزرگ ایران هنوز بعد از سالها زیر بار این فرهنگ حاکم نرفته اند و خانواده ها ی ایرانی بسیار مدرن تر،  از قوانین حاکم بر ایران هستند . این اختلاف آنقدر زیاد است که قابل مشاهده در همه عرصه های روزمره زندگی مردم در جامعه است.

مسئله غیرت و ناموس بخشی از آن اختلاف است.

 در نزد حاکمان کنونی ایران این لغات و این آیین کهن باید رشد یابد! زیرا نیروی که این حکام را درقدرت نگه می دارد، در این شرایط رشد می کند و در چنین جامعه ای پرورش می یابد.

اما مردم ایران هیچ گاه زیر بار این فرهنگ پوسیده نرفتند، من یقین دارم اگر امروز ایران آزاد شود، فروش آبجو از سجاده  و تسبیح بیشتر خواهد بود، من یقین دارم  اندی محبوب تر از خامنه ای و لیلا فروهر محبوب تر از خاتمی خواهد بود. در این شکی نداشته باشید که اسلام مورد حمله کامل و تمام جانبه از طرف جوانان قرار خواهد گرفت. شک نکنید دیسکوها و کابارها پرتجمع تر از حسینیه ها و مساجد خواهند شد.

فرهنگ ساکنان ایران بسیار بسیار بالاتر از آن چیزی است که تصورش را جوامع دیگر می کنند.

عربستان اگر آزادی کامل داشته باشد، حجاب باز وجود دارد، و لی ایران نه. نمونه بارز آن را در سفر های خارج کشور می شود مشاهده کرد به محض عبور اتوبوس یا هواپیما از مرز ایران روسری ها برداشته می شوند و هیچ نمادی از اسلام باقی نمی ماند.

بله مردم ایران ، آن گونه کا اسلام و بربریت حاکم خواست زیر بار غیرت و ناموس و این اراجیف نرفتند

نوشته شده توسط عباس رضایی در یکشنبه 30 مرداد ماه سال 1384 و ساعت 9:40 PM
جنبش کردها،جنبش در کردستان.

 اخیرا بعد اعتراضات توده ای در کردستان و اعتصاب 16 مرداد، در تعریف جنگ نامه اتفاقات اخیر اختلاف نظر وجود دارد. عده ای به غلط این را جنبش کردها می نامند! که این در صحنه اصلی مبارزه در کردستان جا نخواهد افتاد.

اعتراض و حرکات منظم اعتراضی در کردستان بنا به دلایلی جلوتر و پیشرو تر از بقیه ایران است. که می توان به دلایل اصلیش یعنی وجود تحزب در کردستان و درگیر بودن این منطقه با سیاست را برشمرد. در اوایل انقلاب کردستان اخرین منطقه از ایران بود که به دست ضد انقلاب اسلامی تسخیر شد و مدتها جنگهای مسلحانه برای سرکوب مبارزات رادیکال و بعضا غیر رادیکال و عقب افتاده ادامه داشت. بعد از اینکه جمهوری اسلامی در کردستان مستقر شد، جنگهای چریکی مردم منطقه تا پایان جنگ ایران و عراق ادامه داشت. هم مرز بودن کردستان با عراق، وجود یک جریان چپ و رادیکال در میان مردم، و تنفر مردم از حکومت، دلایلی بود که  کردستان را همیشه در حال انفجار باقی گذاشته بود.

مردم کردستان در چند هفته گذشته با اعتصاب 16 مرداد خود ، نشان دادند که این اعتراضات نه اعتراض کردها است و نه اعتراضی به رهبری پژاک! بلکه اعتراضی است چپ که برای خلاصی از جمهوری اسلامی و برای نجات مردم ساکن ایران از دست این هیولای بجا مانده از قرون پیش در ایران است.

آموزشگاه پژاک
؛آموژش ترور در آموزشگاه پژاک. شباهت ها با القاعده را دریابید. یکی برای جهان اسلام دیگری برای  چهار تیکه کردستان؛
حزب ناسیونالیستی پژاک  قصد دارد تا با نظامی کردن منطقه در حد توان خود و دست زدن به آدم ربایی و درگیری های چریکی  خود را به عنوان یک وزنه سیاسی نظامی، در تحولات آینده کردستان مطرح کند؟ در گیری های این حزب شبه تروریستی در مقابل حکومت سرتاپا مسلح و جنایت کار جمهوری اسلامی جز به خطر انداختن جان مردم و عقب راندن مبارزات رادیکال مردم چیزی در بر نخواهد داشت.

جنبش رادیکال در کردستان را نمی شود با اعتراض خواندن کردها بی اهمیت نشان داد.کسانی که قصد دارند حرکات و اعتصاب رادیکال در 16 مرداد را کردی بنامند، کاری جز بی ارزش کردن این اعتراض ندارند.
..............................................................................................................................
یادتون نره!!!!
به این وبلاگ سر بزنید و نوشته 
مردم عراق زیر منگنه مثلث ارتجاعی!  را حتما بخوانید
 http://abe.blogsky.com/

نوشته شده توسط عباس رضایی در جمعه 28 مرداد ماه سال 1384 و ساعت 1:47 PM
جوابی به نوشته محمد فتاحی

 اینبار پیشانی خود را نشانه رفته ای

 توضیح(محمد فتاحی عضو کمیته مرکزی حزب حکمتیستها است، که من هم عضو همان حزب هستم.)

این جوابی است به نوشته محمد فتاحی
روزی یکی از دوستانم از من پرسید؟ چه را دوست داری؟ گفتم آرامش و یک زندگی در دنیایی آرام، گفتند پس چرا آرامش خود را بهم زدی  و وارد دنیایی سیاست شدی؟ گفتم برای انسانها و برای تغییر زندگی انسان. گفتند از چه چیزی به خاطر سیاست خواهی گذشت؟ گفتم حقیقت
.

هر گاه حقیقت با سیاست رو در روی هم قرار گیرند، بی گمان من حقیقت را انتخاب خواهم کرد.

وقتی در مورد  فراخوان های نا مسئولانه حمید تقوای و حزبش نوشتم ، یقین داشتم این از لحاظ سیاسی درست نیست و به شخصیت سیاسی من ضربه می زند! چرا که از دیده همگان ما متعلق به یک جنبشیم. ولی چون حقیقت چیز دیگری بود، و چون نجات جان انسانها در میان بود، من حقیقت را انتخاب کردم، و نوشته (رهبر نا مسئول) را در نقد نظرات حمید تقوای نوشتم.

من به کسی توهین نکردم! فقط گفتم کشتن انسانها به اسم تمرین انقلاب جنایت است، هنوز هم می گویم. زیرا اساس زندگی من تغییر زندگی انسان است  و اگر من در نقد کسانی که خواسته یا ناخواسته دست به کشتن انسانها و کشته شدن انسانها می زنند، ساکت بنشینم! در پیش وجدان خود و انسانیت متمدن خود را گناه کار می دانم. من در جواب حمید تقوای فقط یک جمله نوشتم که فراخوان های بی موقع و هر روزه شما اگر باعث کشته شدن کسی شود چه کسی جواب گو است؟ و فقط همین.

 ولی گویا همین یک جمله نوشته من از نظر محمد فتاحی ،" فحاشی سوسیالیستی" و ..... هزار یک توهین دیگر خوانده شده است.

افشایی  سیاستهای ضد مردمی نه اینکه فحش نیست، بلکه یک احساس مسئولیت نسبت به جان مردم بی گناه است. که از نظر آقای فتاحی فحش قلمداد شده است!.

از همه کسانی که این مطلب را می خوانند درخواست دارم نوشته من (رهبر نا مسئول) و نوشته محمد فتاحی (فحّاشی های سیوسیالیستی) را یک بار بخوانند و قضاوت کنند.

ولی چرا آقای فتاحی در نوشته چنین مقاله ای تعجیل کرده اند؟ این سو.ال را باید از خود ایشان پرسید .

ولی جواب من این است که آقای فتاحی بیش از اندازه تند رو هستند ! گاهی در نقد جریانات دیگر کاملا تند روی می کنند و گاهی چهره ای چون امروز می گیرند ! و در دفاع از نقد به اصطلاح سالم و غیر فحاش رو در روی دوستان خود شمشیر می کشند. من به کسی توهین نکرده ام . ولی محمد فتاحی با این نوشته و فحاشی خواندن نوشته های من، به من توهین کرده است. من دیگر بعد از این جریان انتظاری از آقای فتاحی برای پس گرفتن نوشته اش ندارم.

 ولی اینگونه خود شیرینی ها از نظر من محکوم و قابل نقد است. نمی شود گاهی نقد کرد و فردا به دلایل دیگری خود شیرینی کرد! این دنیای سیاست و دنیای واقعی در گیری های سیاسی و راه حل های نجات انسان و انسانیت است، بازی پلی استیشن نیست که هر دفعه یک راه را امتحان کنی.

یک توصیه

آقای فتاحی اینبار تفنگ نقد کردنت پیشانی خودت را نشانه گرفته است، چکاندن ماشه همان و خود کشی همان است.

کمونیسم، کمونیست کارگری، و اکنون کمونیست_حکمتیست، یک مشکل اساسی دارد، و آن هم این است که جا را تنگ می بینیم، و مانع توده ای شدن حزب می شویم. دیگران را بازی نمی دهیم، هرچند بارها این روش نقد شده است ولی باز در حزب جای خود را دارد. باید چاره ای اندیشید.

در نوشتن و نقد کردن هر کس و هر نوشته لحظه ای فکر کردن هم بد نیست.

نوشته شده توسط عباس رضایی در چهارشنبه 26 مرداد ماه سال 1384 و ساعت 7:24 PM
نامه سر گشاده

نامه سر گشاده به احزاب و سازمانها، مسئولین سایتها و وبلاگها و کانونهای ، فرهنگی، سیاسی

در پی اعتراضات اخیر در کردستان نزدیک به هزار نفر دستگیر شده اند!  و برای آزادی این مبارزان باید کاری کرد.

اتحاد مردم و فراخوان های حمایتی، احزاب و سازمانها از اعتصاب 16 مرداد، نوید این واقعیت را می دهد که می شود برای مسائل جنبشی و در دفاع از  را دیکالیسم حول یک خواست مشترک ،شعار مشترک داشت. اکنون چه خواستی می تواند به اندازه آزادی زندانیان سیاسی  مشترک  و مورد توافق همه باشد.

 ما اقدام به  حرکتی برای جلب توجه جامعه جهانی  و جلب توجه افکار عمومی در ایران به دستگیری های وسیع در کردستان نموده ایم. این حرکت خواست مشترک همه ما جریانات سرنگونی طلب است. به این کمپین به بپیوندید.

خواست فوری آزادی برهان دیوانگر و رئیا طلوعی و بقیه زندانی های سیاسی را به خواست امروز جامعه جهانی تبدیل کنیم.

 جهانی کردن این خواست می تواند کمکی برای آزادی این مبارزان در بند باشد. و فشار جامعه جهانی را به حکومت اسلامی بیشتر کند. بیایید یک بار دیگر هم که شده در  دفاع از زندانیان وقایع اخیر در کردستان و تمام زندانیان سیاسی به منفعت های حزبی و گروهی خود توجه ای نداشته باشیم. هرچند که آزادی زندانیان سیاسی به نفع همه احزاب و گروهای  سرنگونی طلب و رادیکال  خواهد بود. لحظه ای خود را جای کودک 8 ساله برهان دیوانگر و چشمهای منتظر همسر  و مادرش بگذارید.

همسر برهان دیوانگر در آخرین تماس تلفنی با برهان از شکنجه شدن او خبر داد و دست کمک به سوی همه ما جریانات و نیروهای رادیکال دراز کرده است. این کمک را بدون پاسخ نگذاریم . برای پیوستن به این کمپین یا آدرس وبلاگ زیر را در سایتهای خود قرار دهید یا آدرس پتیشن امضا را.

پیشا پیش از همکاری همه شما نیروهای مترقی سپاس گزارم .

عباس رضائی

 آدرس وبلاگhttp://azadii.blogfa.com/

 

  آدرس پتیشن
http://www.petitiononline.com/as3er54/petition.html

نوشته شده توسط عباس رضایی در سه شنبه 25 مرداد ماه سال 1384 و ساعت 1:52 PM
دروبلاگهایتان درج کنید

اعتراض به دستگیری برهان دیوانگرد و رئیا طلوعی  این طومار را امضا کنید
 http://www.petitiononline.com/as3er54/petition.htmlطومار برای امضا

نوشته شده توسط عباس رضایی در دوشنبه 24 مرداد ماه سال 1384 و ساعت 6:30 PM
خبر جدید از حضور گارد آزادی در مریوان

 رهبران حزب حکمتیست به مشکلات و شکایات مردم رسیدگی میکنند.
* به دنبال التیماتیوم خالد علی پناه از فرماندهان گارد آزادی  یکی از همکاران اطلاعات رژیم از مردم معذرت خواهی کرد.
* به دنبال حضور گارد آزادی هلی کوپترهای نظامی جمهوری اسلامی بر فرازحومه  شهر مریوان به پرواز در آمدند. متن کامل در این وبلاگ
 http://javanx.blogfa.com
...............................................................................................................................

نوشته شده توسط عباس رضایی در دوشنبه 24 مرداد ماه سال 1384 و ساعت 1:10 PM
جوابی به نوشته حمید تقوای در روزنه

رهبر نا مسئول! 

گویا فرمان بانکها را آتش بزنید، به پادگان ها حمله کنید،هر روز به خیابان بیاید واعتراض کنید، اخیرا راهنمایی تازه حزب کمونیست کارگری ایران برای انقلاب شده است! و رهبر نا مسئول شان حمید تقوای در آخرین نوشته اش، کشته شدن مردم را در این شرایط که توازن قوا به نفع مردم نیست در هنگام حمله به پادگان ها و آتش زدن بانکها تمرین انقلاب می نامد.

واقعاً فقط می شود گفت نمره صفر شان ول شده است.

 چند وقت پیش بعد از تهدیدات امریکا علیه ایران، بعد از اینکه حمله به ایران را محکوم کردند. فراخوان حضور مردم در خیابان، هنگام حمله امریکا به ایران و استفاده از شرایط بوجود آمده برای انقلاب  را دادند. اپورتونیسم دارد بخشی از واقعیت این جریان سیاسی می شود، راستش از این جریانات، در امروز سیاست ایران به وفور پیدا می شود، ولی دلیل حساسیت من به حککا ایران، فقط استفاده آنها از نام کمونیست کارگری و منصور حکمت است.

آن زمان برایم این حرکت حزب کمونیست کارگری با رهبری جدیدش را فقط یک اشتباه فرض کردم و عجیب و غریب نبود بعد از انشعاب، رهبری جدید حزب چنین اشتباهی را مرتکب شود، ولی بعد از فرخوان آنها برای به میدان آمدن مردم در فراخوان هخا، و سیاه لشکر شدن برای این لمپن سیاسی، انقلابی خواندن اعتراضات اهواز و فراخوان به شرکت در حرکت الاهواز را صادر کردن، و هر روز فراخوان دادن برای به خیابان ریختن مردم، و افتضاح تازه اشان در فرخوان 16 مرداد در کردستان ( که بدون نام بردن از جریان فرخوان دهنده(کومله) همان روز فرخوان دادند و بجای فراخوان اعتصاب مردم را به اعتراض در خیابان دعوت کردند!! که جواب نگرفت) ثابت کردند که نه تنها کارهای اشتباه آنها فقط یک غلط املائی نبوده، بلکه این ماهیت واقعی این جریان شده است. این جریان اکنون به هر آشوبی می پیوندد! برایش زیاد مهم نیست، مردم برای چه به خیابان می آیند  و به قول کورش مدرسی "یک پوپولیسم وارونه است" این جریان بروی هر ورق بازی در این قمار شرط می بندد، و بیرون نظاره گر بازی، بازی گران است.

نمی داند بازی را بازیگران می برند یا می بازند نه کسانی که شرط بندی کرده اند.

نمی دانم  آیا درک این مسئله آنقدر سخت است که با این توازن قوا و در این شرایط معین نمی شود، به اسم یک جریان سرنگونی طلب فراخوان شرکت در اعتراضی را داد؟ و این مسئله چقدر ممکن است جان کسی را که در این اعتراض دستگیر می شود به خطر بپندارد؟  من فکر نمی کنم برای کسانی که سالها است درگیر سیاست هستند و جمهوری اسلامی را خوب می شناسند درک این واقعیت زیاد سخت باشد.

رهبران واقعی مردم هم اکنون در میان مردمند!

عبدالله دارابی و مجید حسینی به همراه  واحد های گارد آزادی هم اکنون در مریوان حضور دارند.

لحظه ای بیندیشید که این کسانی که شما دو خردادی می نامید شان، اکنون در این شرایط بحرانی و این حکومت نظامی در کنار آن مردمی هستند که شما می خواهید به اسم تمرین انقلاب به کشتن شان دهید.

من می توانم این جا خود را وکیل مردمی بدانم که شما می خواهید با یک فراخوان بی مسئولانه به کشتن شان دهید،

 آیا پاسخ گو هستید؟

اگر فردا در فراخوان های مریخی شما کسی کشته شد! فقط یک شهید انقلاب است؟

اگر اینگونه است من فرقی بین شما و  دیگر آدم کشان تاریخ سیاست ایران نمی بینم.

این سیاست شما باید جواب بگیرد ، تا کنون که از طرف همین مردم  هیچ یک از فراخوان های شما جوابی نگرفته است و کسی در این فراخوان های حپروتی شرکت نکرده است و این خود نوعی جواب به این نا مسئولانه عمل کردن شما است.

یادتان باشد که اساس سوسیالیسمِ  انسان است نه حزب

 برای  مطلع شدن از اخرین اخبار حضور گارد آزادی در مریوان به این وبلاگ مراجعه کنید
http://javanx.blogfa.com/

نوشته شده توسط عباس رضایی در یکشنبه 23 مرداد ماه سال 1384 و ساعت 10:24 PM
بالای صفحه