دو روز پیش یعنی روزهای 17 و18 دسامبر در نشست چند صد نفره شورای کادرهای کمیته کردستان حزب کمونیست کارگری ایران حکمتیست شرکت داشتم. نشستی پرشور که صدها کادر و رهبران مردمی در کردستان در آن شرکت داشتند. نشستی که در آن ده ها رهبر گارد آزادی، کسانی که در سالهای اخیر بارها قدرت نظامی خود را در شهر های کردستان به رخ جمهوری اسلامی کشیده بودند. همان رهبرانی که در این دوران وحشتناک سیاه حاکمیت دو گانه را به جمهوری اسلامی تحمیل کردند. در آن حضور داشتند. جمعی پرشور و انقلابی که عزم خود را جزم کرده بودند که منتظر تغیرات در صحنه سیاست ایران نشوند و خود کسانی باشند که دخیل و بوجود آورنده این تغیرات باشند.
شرکت کادرهای سازمان جوانان حکمتیست در این نشست بی نظیر بود و این نشست ترکیبی بود از دو نسل.
نسل اول، نسلی بود که سالها با جمهوری اسلامی جنگیده بود، نسلی که ناسیونالیسم را در یک دوران در آن منطقه شکست داده بود و با کوله باری از تجربه، آمده گی خود را برای یک بار دیگر دخالت مستقیم در صحنه سیاست کردستان و سراسر ایران در این نشست اعلام کرد.
نسل دوم اما نسل متفاوتی بود، جوانانی که خاطرات تلخ شکست از ضد انقلاب اسلامی را نداشتند، جوانانی که در سالهای انقلاب 57 یا متولد نشده بودند یا خرد سالهانی بیش نبودند. نسلی که در سالهای 60 و 67 هم نسلان شان را زندانی و اعدام نکرده بودند. نسلی که برای جمهوری اسلامی تره خورد نمی کند. جوانانی که در این کنفرانس نشان دادند که می خواهند و می توانند پیکان گارد آزادی در تحولات آینده ایران باشند.
موضع جالبی که در این نشست بارها بر آن تایید شد، نقشی است که کردستان می تواند در تحولات آتی در ایران داشته باشد. رهبران کمیته کردستان با قطعیت کامل اعلام کردند که اگر در کردستان قیام شود ما به قدرت می رسیم و کردستان را سکوی پرشی خواهیم کرد که کمونیسم را به دخل ایران پرتاب کند. یقینن می شود گفت که این کنفرانس در ادامه سخنرانی تاریخی کورش مدرسی (دنیا را بجنبانیم) در دوسال پیش بود.
کردستان چه نقشی می تواند در تحولات آینده ایران بازی کند؟
اگر به تاریخ رجوع کنیم همیشه انقلابات و خیزشهای مردمی در نقطه جغرفیایی خاصی شروع شده است و همان هسته اولیه قیام کننده در اکثر مواقع توانسته است که هژمونی خود را به قیام سراسری تحمیل کند. این نشان می دهد که می شود یک قیام چپ را هم در گوشه ای از ایران سازمان داد و این قیام محرمان جامعه خیلی زود می تواند به تمام نقاط دیگر سرایت کند. اما این امکان برای راست جامعه وجود ندارد. زیرا راست جامعه هر لباسی را که به تن قیام یا کودتای خود کند در هر جا که شروع شود همان جا خواهد ماند. دلایل ساده است فرض را بر این خواهیم گرفت یک نیروی ناسیونالیست کرد ، اذری یا بلوچ در در هر کدام از این مناطق دست به عصیان بزند و حتی قدرت را از دست قدرت مرکزی خارج کند. اما آیا می تواند افکار ناسیونالیستی خود را به دیگر مناطق ایران به قبولاند؟ جواب منفی است. اگر در کردستان شروع شود در میاندواب با ناسیونالیسم ترک روبه رو خواهد شدو و در بقیه نقاط هم همینطور.
اما اگر این قیام یک قیام غیر قومی و غیر مذهبی باشد قیامی که چپها رهبری آن را به دست داشته باشند دیگر به سرعت می تواند بر بقیه نقاط ایران تاثیر گذار باشد زیرا خواستها یکی است و قیام محرمان و طبقه کارگر مرز، دین و ملت نمی شناسد. و بنا به این دلایل شانس دروازه کردن کردستان برای قیام سراسری فقط در اختیار ما کمونیستها قرار دارد. این را دشمنان ما فهمیده اند و به همین خاطر می شود دید که ناسیونالیستهای ترک و عرب از ناسیونالیست کرد حمایت می کنند و بند بستهای پنهانی و علنی آنها را روزانه می شود مشاهده کرد! نیروهای که اگر سرکار بیاییند برای بقای خود مجبور می شوند ملت های دیگر را دشمن بنامند و برای یقایی حکومت خود تخم کینه و نفرت را در دل قوم های مختلف بکارند. به این دلیل ساده یک بار دیگر ضروری شده است که چپ در جامعه ایران برای بقدرت رسیدن خود جناح چپ در کردستان یعنی کمیته کردستان حزب حکمتیست را یاری کند. راه دیگری نیست حزب حکمتیست تنها چپی که اکنون پا بروی زمین دارد برای بقدرت رسیدنش باید از دروازه قدرت و نقطه قوت خود در کردستان عبور کند و کردستان را پایگاهی کند که بتواند چپ در جامعه ایران را به حرکت در آورد.
اخیرا در تهران سمیناری با مضمون "فراز و فرود جنبش دانشجوی" برگزار شد. که در آن فعالان جناح دو خرداد در دانشگاه بعد از آه و ناله بسیار و اعتراف به شکست جناح دو خرداد، تنها سنگر باقیمانده اصلاحات را در کشور دانشگاه خواندند و با رجوع به تاریخ و اعتراض به عملکرد اصول گریان در حادثه 18تیر در صدد بودند که بتوانند اعتراضات دانشجوی را در آستانه 16آذر همچنان در کنترل بخش شکست خورده حکومت نگاه دارند. تا شاید بتوانند با کنترل اعتراض احتمالی دانشجویان در 16 آذر هم خودی نشان دهند و هم سهم خود را درحفظ جمهوری اسلامی ایفا کرده باشند.
شکست دو خرداد در حکومت و برچیده شدن نهادهای این جناح و بی تفاوتی دانشجویان در زمان انتخابات، اصلاح طلبان درون حکومت را متوجه این واقعیت کرد،که رادیکالیسم در اعتراضات دانشجوی در سطحی است که نمی تواند و نمی خواهد یک دوره دیگر به بهانه شکست اصلاحات از خواستهای های سیاسی خود کوتاه بیایید. 16آذر سال گذشته و برافراشته شدن پرچم آزادی و برابری هر دو جناح حکومت و اپوزسیون راست خارج از حکومت را متوجه این واقعیت کرد که اعتراضات دانشجوی هم چنان می تواند تریبونی برای چپ و مکانی برای قدرت نمای چپ در جامعه باشد.
اما از نظر جناح دو خرداد "جنبش دانشجوی فرود" کرده است! زیرا دیگر از جمع شدن دانشجویان مبارز در انجمن های اسلامی خبری نیست، زیرا دیگر خواست اعتراضات دانشجوی نه اصلاحات، بلکه سرنگونی حکومت کنونی است، زیرا دیگر اعتراضات دانشجوی نه با شعار و عکس خاتمی، بلکه با شعار آزادی و برابری ، آزادی زندانیان سیاسی و حمایت از کارگران متحصن خود را نشان می دهد.
سمینار برگزار شده در صدد آشتی دادن دانشجو با جناح شکست خورده دو خرداد در حکومت بود. واین جناح هیچ وقت متوجه نشد که اهداف قسمتی از دانشجویان در حمایت موقت از دوخرداد(به درست یا غلط) نه لبخندهای خاتمی و امید دانشجو به تغییر حکومت، بلکه موقعیتی بود که می توانست اعتراضات دانشجوی را چند قدم به پیش ببرد.
اعتراضات دانشجوی اکنون با شکست دو خرداد وارد مرحله تازه ای شده است، دیگر از اجازه های فرمالیته برای برگزاری مراسمهای دانشجوی خبری نیست، دیگر خود شیرینی های دولتی و وزارت علوم در اجازه دادن برای برپایی متینگها و سخنرانی ها خبری نیست. در عوض اکنون جمهوری اسلامی لخت و عریان با سرکوبش با قهرش با زندانش و بدون هر ریا کاری در مقابل جامعه جهانی در مقابل اعتراضات دانشجوی قرار دارد. اگر تا دیروز مجبور بودنند دانشجو های معترض را بدزدند، دزدکی اخراج کنند ، امروز همه این کارها می تواند علنی باشد.
و اما آن روی سکه در این میان از بین رفتن توهم مبهمی بود که قسمتی از دانشگاه را با خود همراه کرده بود. توهمی که مبلغان آن سعی دانشتند نشان دهند که تنها راه ممکن برای رسیدن به جامعه ای آزاد و دمکرات اصلاح کردن حکومت وقت است. و در این میان قسمتی از دانشجویان، که نزدیکی زیادی با دولت وقت داشتند، توانسته بودند از طریق امکانات فراهم شده توسط دولت خاتمی خود را رهبر جنبش دانشجوی معرفی کنند و رادیکالیسم را تا انجا که برایشان ممکن شده بود در حرکتهای دانشجوی رقیق کنند.این نماینده های دولت در انجمن های اسلامی بعد از شکست دو خرداد تقریبا پرونده اشان بسته شد.
اکنون دانشجویان در حرکتهای آینده، در سازمان دهی های آینده ، باید رهبران واقعی خود را به صدر ببرند. رهبران رادیکالی که می توانند از محافل دور بر خود جدا شده و بعنوان رهبران اعتراضات دانشجوی حرکت و مسیر آینده این اعتراضات را تعیین کنند.
در آینده ای نزدیک اتفاقات پیش رو در مسیر حرکت اعتراضات دانشجوی می تواند افرادی را که به هردلیلی با انجمن های اسلامی کار می کردند و خود را کمی نزدیک به جناح دو خرداد می دانستند به سوی سوق دهد که خواست واقعی این اعتراضات دانشجوی است. و متحد کردن این تعداد از دانشجویانی که اکنون سردر گم مانده اند، دست رهبران تازه به میدان آمده جنبش چپ در دانشگاه ها را می بوسد.
درنقد نوشته ای از حنیف مزروعی
شانزده آذر فرا می رسد، چشمها یک بار دیگر به این روز دوخته شده است. دولت احمدی نژاد تمام سعی خود را می کند که اتفاقی نیافتد، و برای رسیدن به این منظور دست به هر شگردی زده است. از تقویت حراست در دانشگاها گرفته تا فراخوان به فعالان سیاسی و طرفدار دو خرداد شکست خورده.
از طرف دیگر جریانات سلطنت طلب هم بیکار ننشسته و در صدد انکار این روز و یا زدن یک رنگ بوی دیگر به این روز تاریخی قدرت نمای چپ در دانشگاه هستند . از نمونه جالب این جنب جوشهای فرا حکومتی برای دو دسته کردن دانشجویان می توان به نوشته حنیف مزروعی اشاره کرد که با آب و تاب فراون در روزنامه کیهان و سایتهای نزدیک به دولت درج شد.
ایشان به تعرض دانشجویان به رئیس جدید دانشگاه تهران ایراد گرفته و این دانشجویان معترض را عده ای دانشجو خواند، که احساساتشان بر عقلشان غلبه کرده است و این اعتراض را امری زشت و ناپسند خوانده است و در آخر می پرسد " که آیا با این اعتراض موفق شدید که جلوی رئیس شدن، رئیس جدید را بگیرید؟" وتوهم ایشان به دست اندر کاران حکومت تا انجا پیش می رود که دانشجویان را از متحد شدن هر چه بیشتر اصول گرایان در وزارت علوم می ترساند.
آقای حنیف مزروعی که خود را یک فعال سیاسی می داند و کسی هست که بخاطر نوشته هایش زندانی هم شده است این بار واقعیت تعلق خود به جمهوری اسلامی معتدل تر را نشان می دهد.
اما چرا دانشجو به برخورد قهر امیز روی آورده است؟
منم می گویم ایکاش می شد با دسته گل به خیابان رفت و خواستهای خود را مطرح کرد و در جواب گلوله و زندان دریافت نکرد، ایکاش می شد متینگ گذاشت و توسط گله های حزب الله مورد هجوم قرار نگرفت، ایکاش می شد متمدنان اعتراض کرد و متمدنان جواب گرفت، ایکاش.....
هر آنجا که قلم شکسته شود، دستها روبه اسلحه خواهد رفت!
در جمهوری اسلامی قلم ها را شکستند، و نویسندگان را یا کشتند یا زندانی کردند، هر گونه نشان تمدن را از میان بردند و جواب اعتراض را بارها با گلوله دادند. مگر هیجده تیر یادتان رفته است، مگر خاتون آباد یادتان رفته است، مگر اعدامهای دسته جمعی در زندانهای همین حکومت یادتان رفته است، که این گونه بی شرمانه اعتراض دانشجویان را به دور از تمدن و مدنیت می خوانید. سوالم از شما این است اگر روزی شما را در قفس یک گرگ گرسنه بیندازند، آیا سعی می کنید متمدنان گرگ را قانع کنید که کاری به شما نداشته باشد؟ نه این کار را نمی کنید شما جزء آنانی نیستید که در قفسند، بلکه بیرون از قفس فقط کمی به این حرکت معترضید.
شما از انتخابات می گوید و معتقدید که به هر حال احمدی نژاد در یک پروسه انتخاباتی سر کار آمده است و حق دارد هر کاری بکند. آیا واقعا شما دمکراسی و انتخابات دمکراتیک را در این سطح می بینید؟ که به دانشجویان سفارش می کنید تا انتخابات بعدی صبر کنند و کاندید مورد نظر خود را رئیس جمهور کنند! جای بسی تعجب است که کسی که مدعی متمدن بودن و دمکرات بودن است به خود اجازه دهد اینگونه به شعور دانشجویان توهین کند!
دلیل ساده است ! نویسندگان و طرفداران شکست خورده دو خرداد، شکست خود را ناشی از رو برگرداندن قشر دانشجوی ایران از خود می دانند و این انگیزه ای شده است تا کسانی مثل حنیف مزروعی شروع به نوشتن چنین مزخرفاتی در مورد جنبش دانشجوی نمایند.
دو خرداد که قدرت خود را از دانشگاه به دست آورده بود، اکنون دانشگاه را در مقابل خود می بیند و صف بندی مبارزات روز مره در دانشگاها و برجسته شدن هر چه بیشتر قطب بندی های سیاسی، این جناح اکنون در اپوزسیون را وادار به عکس العمل در مقابل رادیکالیسم در دانشگاه کرده است. زیرا که به این نتیجه رسیده است که اکنون سیبل جمهوری اسلامی است نه یک جناحش.
شانزده آذر نزدیک است و ترس از دوباره بالا رفتن پرچم چپ در دانشگاه همه را به تکاپو انداخته است. یک سال پیش آقای داریوش همایون هم در نوشته" هیجده تیر و شانزده آذر" سعی کرد که چپ در دانشگاه را همانند جنبش اسلامی در انقلاب 57 بخواند و هشدار داد که این جنبش می تواند خطرناک باشد!
جریانات طرفدار رژیم با اپوزسیون راست در خارج رژیم در مورد این نکته اتفاق نظر دارند که باید جلوی پیشروی چپ در دانشگاه گرفته شود. و این دانشجویان هستند که باید سه ضلع این وحدت شوم راست چه در حکومت و چه خارج از حکومت را در روز شانزده آذر به مصاف بطلبند.
شانزده آذر قرار است که چگونه برگزار شود!
روز دانشجو هر سال صحنه بحث کردن در مورد این روز و متحد شدن بیشتر جریان رادیکال در دانشگاه است، قرار نیست که هر سال اعتراضی صورت گیرد (هر چند سعی ما بر این است که به بهترین نوع برگزار شود) و تجمعی وسیع صورت گیرد، که ما بفهمیم که اتفاقی افتاده است، قرار نیست در این روز قیامی صورت گیرد و حکومتی سرنگون شود، بلکه شانزده آذر می تواند محملی برای صعود یک باره رهبران چپ در دانشگاه باشد. زمانی که تمام راه ها را مصدود کرده اند، زمانی که حتی خودی های معتدل تر را بازی نمی دهند، فرصت خوبی برای رادیکالیسم در دانشگاه است که رهبری این قشر را بعهده بگیرد و برای رسیدن به این منظور روز شانزده آذر یک فرصت طلایی است.
دوستان زیادی روزانه برای من، موزیک و ویدیو های جالب را از طریق یاهو ماسنجر ارسال می کنند. موزیک های خارجی، ایرانی، آلبومهای تازه خواننده های ایرانی و خارجی، ویدیو های سیاسی و طنز و ویدیو های نشان دهنده جنایتهای مختلف در دنیا. گفتم چطور است همه اینها را در یک وبلاگ قرار دهم که همه بتوانند از آنها استفاده کنند. به همین منظور وبلاگی برای جمع آوری این ویدیو ها درست کردم که همه بتوانند از این زحمت دوستان استفاده کنند. اگه به نظر شما هم ویدیو یا موزیکی جالب آمد حتما برای من بفرستید. می توانید از طریق یا هو مسنجر من برایم ارسال کنید. که در قسمت پایین وبلاگم هست. خلاصه اینم ادرس اون وبلاگ.
استقبال دانشجویان از رئیس روحانی دانشگاه. اقا اینجا حوزه نیست اشتباهی آمدی. عمامت را بردار.

تصاویر اعتراض دانشجویان به ورود رئیس جدید دانشگاه

علیرغم محکومیت حکم اعدام کریم فهیمی از جانب سازمان عفو بین الملل و درج اخبار مربوط به حکم کریم در صدها سایت خارجی و ایرانی ، متاسفانه حکم اعدام ایشان هنوز به قوت خودش باقیست !
ـ پرونده کریم فهیمی جهت اطلاع عموم ضمیمه است:
پرونده یک پرونده دو
کمپین برای نجات جان کریم فهیمی ، بخشی از پرونده ایشان را علنی میکند تا بدینوسیله حکم صحرایی و مسخره اعدام کریم به "جرم" مشروبخواری را در دسترس همگان قرار دهد ! ما قبلا این پرونده را در کشورهای مختلف در اختیار مراجع حقوق بشر و نهادهای مدافع حقوق انسان قرار داده ایم.
قرار است انسان بیگناهی را در کمال قصاوت و سنگدلی به استناد به آیه های کثیف اسلامی ، اعدام کنند ! همان آیه هایی که تروریستهای اسلامی در اقصی نقاط جهان به هنگام قطع گردن و عملیاتهای انتحاری از آن استفاده می کنند ! این حکم را بخوانید و آنرا با احکام صادره از جانب گروههای اسلامی در عراق به هنگام لت و پار کردن افراد بیگناه , مقایسه کنید ! فرقشان در چیست ؟! یکی در قالب یک گروه اسلامی غیر حاکم و دیگری در قالب دولتی و کاملا "قانونی" !
کمپین برای نجات جان کریم فهیمی یکبار دیگر از همه احزاب ، سازمانها و مدافعین حقوق بشر می خواهد که به این حکم وحشیانه اعتراض کنند !
کمپین برای نجات جان کریم فهیمی
سهند حسین زاده
۵ آذر ١٣٨٤ (۲۶ نوامبر ٢٠٠٥)
تلفن تماس: ٠٠٣٥٨٤٠٠٥٣٠٤٦٨
sahand.hosseinzadeh@gmail.com
پیامی روشن به طبقه کارگر.
مصاحبه ای بسیار جالب با کورش مدرسی.
این مصاحبه تلوزیون پرتو با کورش مدرسی است. که پیامی بسیار روشن به طبقه کارگر است .
بروی لینک زیر کلیک کنید. بسیار جالب است حتما گوش کنید. بر گرفته از سایت کورش مدرسی. که لینک سایت در قسمت لینکهای وبلاگ وجود دارد.
http://www.hekmatist.com/parto/Oktober2005/Koorosh-28Oktober2005-Kargari.wmv
شانزده آذر سال پیش، پرچم چپ بود که بر فراز دانشگاهای ایران به اهتزاز در آمد، پرچمی که هر چه سعی کردند نتوانستند از چشمها پنهانش کنند.
اما امروز شانزده آذر دیگری در پیش است، روزی که همه منتظرند یک بار دیگر چپ در دانشگاه قدرت خود را به نمایش بگذارد، روزی که همه منتظرند مارش کمونیستها یک بار دیگر جان تازه ای به کالبد نیمه جان اعتراضات درون ایران بدمد، روزی که همه منتظرند سرود انترناسیونال در میان پرچمهای آزادی و برابری به گوش همه برسد. و این کار ما است. مای که منتظر نیستیم ببینیم چه پیش می آید. ما چپ ها، ما کمونیستها، مای که یاد گرفتیم باید بسازیم، خلق کنیم و این اراده ما است که تاریخ را می سازد.
شانزده آذر امسال تفاوتهای زیادی با سالهای قبل دارد. در سالهای گذشته بیشتر سعی می شد که محافل و اتحاد شما را بهم بزنن، سعی می شد از رادیکالیسم اعتراضات شما کم کنند، سعی می شد جنبش اصلاحات را رهبر اعتراضات شما نشان دهند، سعی می کردند نشان دهند اعتراض شما برای اصلاح کردن این حکومت اصلاح نشدنی است.
اما این بار روششان فرق می کند، چون می دانند دیگر نفوذی در میان شما ندارند، چون می دانند دیگر نمی شود با خاتمی ها برای یک دوره دیگر اعتراضات و قیام ما را به عقب بندازند. این بار تصمیم گرفته اند که بترسانند، تصمیم گرفته اند مقابل عزم جزم ما برای سرنگونی این حکومت، چنگ و دندان نشان دهند.
اما در این میان ما نیز متحدتر شده ایم، ما نیز پرچممان بر افراشته تر شده است، خواستهایمان رادیکال تر شده است، ما تجربه اعتراضات 18تیر و 16 آذر را داریم، اکنون ما نیز به این نتیجه رسیده ایم که می توانیم دیوارهای ارتجاع را درهم بشکنیم. در این 16 آذر و روزهای مشابه باید تمرین در دست گرفتن محلات را در دستور کار خود قرار دهیم، باید دانشگاه را برای یک روز قرق کنیم، همیشه از ترس ما درهای دانشگاه را می بستند که اعتراض ما به بیرون درج نکند این بار ما همه درها را در این روز بروی هر چه ارتجاع است خواهیم بست. این روز، روز ما است.
سرود انترناسیونال را می شود در این روز خواند، می شود در این روز در دانشگاه حکومت کرد، می شود یک روز برابری زن و مرد را در دانشگاه به نمایش گذاشت .......
شانزده اذر امسال هر چه باشد می تواند روز تعیین تکلیف ما با باقیمانده ارتجاع در دانشگاه باشد.
خوب با این توضیحات استراتزی ما در این دوره چه می تواند باشد؟ جلوی این تعرض ارتجاع، چگونه باید مقاومت کرد، و جلو رفت؟
چند پیشنهاد عملی برای شانزده آذر.
می شود صدها نسخه از سرود انترناسیونال به زبان فارسی را همان روز یا روز قبلش در دانشگاه پخش کرد، سرود انترناسیونال در این دوره برای ما خیلی مهم است، تقابل ما با جمهوری اسلامی وارد مرحله ای شده است که دیگر باید راست جامعه، راست در اپوزسیون نیز به این مهم پی ببرد که دانشگاه در انحصار ما چپها، ما قشر مدرن جامعه و در اختیار سوسیالیسم است.
باید در روز شانزده آذر باصدای بلند به زندانی کردن کارگران سقز اعتراض کرد، باید این پیوند سنتی جنبش دانشجوی و جنبش کارگری را در این روز دوباره به صحنه سیاست ایران بازگرداند. جنبشهای که سالهای سال شانه به شانه هم در همه نقاط دنیا علیه ارتجاع به میدان آمده اند. دفاع ما در شانزده آذر از کارگران در بند یک نوع رسمیت بخشیدن از طرف جنبش دانشجوی به روز اول ماه مه (روز جهانی کارگر) است، زیرا که تنها جرم این فعالان در بند برگزاری روز جهانی کارگر است.
شانزده آذر می تواند روز نمایش برابری زن و مرد و روز تعرض ما به طرح جداسازی جنسی در ایران باشد، در این روز می توان در دانشگاه به کنترل در آمده از اعتراض ما، روسری ها را به گوشه ای پرت کرد ، دست در دست هم دختر و پسر به اپارتاید جنسی حاکم در ایران اعتراض کرد. می شود و امکان پذیر است به شرطی که ابعاد اعتراض ما به اندازه ای وسیع باشد که دیگر نشود جلویش را سد کرد.
تجربه های موفق روز جهانی کارگر و سخنرانی فعالان کارگری در دانشگاه ، شرکت هزاران نفره مردم در مراسمهای هشت مارس و نمایش بی نظیر مردم سنندج در روز جهانی کودک و اعتصاب شانزده مرداد در تمام شهراهای کردستان این نوید را می دهد که شانزده آذر امسال می تواند چیز متفاوتی باشد.

















