جدید ترین فیلتر شکن ها را به دوستان و آشناهایتان معرفی کنید. ما برای درهم شکستن فیلتر هر روز جدید ترین فیلتر شکنها را برای شما ایمیل می کنیم.
به قسمت چپ، وبلاگ مراجعه کنید و به قسمت فیلتر شکن بروید.
در همان جا می توانید به جدید ترین موزیک ایرانی و جدید ترین اخبار روز دسترسی داشته باشید.
پنج روز مرکز شهر استهکلم را پرچم بزرگی پوشانده است، که بر روی آن نوشته شده است ایران کشور نا امنی است. پنج روز است که روزنامه ها و رادیو های زیادی از این تحصن و وضعیت پناهندگان صحبت می کنند.
پنج روز است که هر کس از مرکز استهکلم می گذرد می بیند که عده ای شبانه روزی آنجا هستند و بر علیه جمهوری اسلامی و سیاستهای ضد پناهنده پذیری دولت سوئد شعار می دهند.
پنج روز است که نمایندگانی از پارلمان سوئد برای مطلع شدن از اوضاع، هر روز به میدان مرکزی شهر می ایند و با متحصنین به بحث می نشینند.
پنج روز است که مرکز استهکلم را این تحصن قرق کرده است.
اما بحث جالب این است که آنان که به علت کوچک بودن تحصن و "بزرگ بودن سازمان شان" حمایت نکردند. بعد از پایان این پنج روز، توصیه نامه ای حقیرانه نوشتند.
نوشتند که بعلت " بزرگ بودن سازمان شان" و قاعدتا به همین اندازه بزرگ بینیشان، نتوانستند این پنج روز اعتراض را ببیند. و در پایان این تحصن به نوشتن توصیه هایی اکتفا کردند.( البته حق داشتند. این" سازمان بزرگ" بیشتر از خیابانها و اعتراضات خیابانی در فکر خواندن سایت استهکلمیان برای گرفتن اخبار، وتقدیر و تشکر از همدیگر به خاطر مبارزات احزاب چپ سوئدی در دفاع از حقوق پناهندگی هستند. این دوستان حق داشتند چون بیشتر از اینکه به فکر درد پناهنده باشند، در فکر جشن گرفتن برای فعالیتهای دیگران هستند و این دوستان می دانند که نزدیک ترین راه! در خیابان اعتراض کردن نیست. چرا که معتقدند خیلی راحت تر می شود فعالیت دیگران را به نام خود کرد و "سازمان بزرگشان" را از این بزرگ تر جلوه دهند. مگر تجربه امنستی 2005 را فراموش کرده اید که چه جشنهای گرفتند و چقدر از هم به خاطر فعالیتهای که دیگران سازمان دادند تشکر کردند.
اکنون یادم نرود و نگاه کوچکی هم به اعتصاب غذای عده ای از اعضای این" سازمان کوچک" بندازم!
تفاوتها زیاد است! به آن اندازه با شما تفاوت داریم که حاضر نیستیم دوستانی را که در اکسیون سازمان، اعتصاب غذا کرده اند تنها بگذاریم. آن قدر با شما تفاوت داریم که حاضر نیستیم در سازمان سراسری انقلاب ایدئولژیک کنیم. انقدر با شما تفاوت داریم که به جای لاس زدن با فلان نماینده مجلس و جشن گرفتن برای فعالیت دیگران و تشکر از افراد خود به خاطر منعکس کردن اخبار فعالیتهای دیگران، و مصادره کردن آن فعالیتها به اسم" سازمان بزرگ" به نیروی خود متکی باشیم. بله آنقدر با شما تفاوت داریم که فعالیتهایمان را آن گونه که هست منعکس می کنیم.
اکنون دو راه در پیش داریم. ما می رویم و خیابانها را قرق خواهیم کرد، افکار عمومی را متوجه این فاجعه خواهیم کرد. اعتراض سازمان خواهیم داد و تا برپایی یک امنستی عمومی از پای نخواهیم نشست
و اما " سازمان بزرگ" می تواند برود اخبار سایتها را برای پناهندگان منعکس کند، می تواند آنقدر بزرگ باشد که فقط منتظر بماند تا ببیند دیگران چکار می کنند و دیگران را نیز به این نوع انتظار کشیدن تشویق کند. چرا که این سازمان بزرگ به دلایل زیادی نمی تواند بزرگ بودن خود را در اعتراضات خیابانی نشان دهد.
اما مسئله قاسم افشار و حمله فرمانده بزرگ این" سازمان بزرگ" به او
در طی دو سال گذشته اگر فعالیتهای این "سازمان کوچک" و منعکس شدن فعالیتهای او در تمام روزنامه های سراسری سوئد و رادیو های سراسری در دنیا و طرح های جالب این سازمان در جلب حمایت افکار عمومی سوئد را در کنار، امارهای داده شده به افکار عمومی ایرانیان سوئد و مراکز سوئدی توسط" سازمان بزرگ" را در کنار هم بگذاریم. خواهیم دید که "سازمان کوچک " به اندازه فعالیتهای یک دهه این "سازمان بزرگ" فعالیت کرده است.
و اما توصیه من به آقای اسدی و دوستانی که در " سازمان بزرگ" فعالیت می کنند.
اگر نمی توانید قسمتی از راه حل باشید! لطفا قسمتی از مشکل نشوید. و این کار اداره ثبت احوال را بر عهده خود اداره بگذارید که اسم سازمانها و احزاب مختلف چی هست و چی ثبت شده است. و شما با اسمهای من در آوردی دیگران را خطاب قرار ندهید.

صفحه ویژه هفته منصور حکمت
یک اودیوى شنیدنى،بر گرفته از سایت منصور حکمت
گزارش به کنگره اول اتحاد مبارزان کمونیست
از این فیلتر شکن استفاده کنید
تابتوانید نوشته های زیر را ببینید
مدتی است که به شدت درگیری اکسیون سازمان سراسری پناهندگان ایرانی هستم و زیاد وقت نمی کنم به وبلاگ برسم.
اما دیروز در حین فیلم گرفتن از اکسیون در میدان مرکزی استهکلم، صحنه های جالبی را دیدم که تصاویر آن را در وبلاگ خواهم گذاشت.
صحنه اول اکسیونی است که برای تبلیغ دین مسحیت در میدان شهر برگزار کردند و عده ای در انجا بالا و پایین می پریدند و اراجیفی را به خورد مردم می دادند. این نشانه بارزی از صنعت مذهب و بازاری هست که به این اسم راه انداخته اند. تصویر دوم دختر نوجوانی است که برای نشان دادن تنفر خود از مذهب دعاهای نوشته شده آنها را به اتش می کشد و تنفر خود را از مذهب نشان می دهد.
تصویر سوم دختر مسیحی است که بعد از دو ساعات بالا وپایین پریدن و رقص کردن برای مسیح از حال می رود و روی زمین می افتد. وقت ندرام مفصل در این مورد بنویسم. بعدا شاید بشود در این مورد بحث جالبی کرد.
جنگ و مدیا!
این روزها اخبارمربوط به اوضاع خطر احتمالى حمله نظامى دولت آمریکا به مردم ایران، در حجم غیرقابل تصورى پخش میشود. کانال هاى متنوع تلویزیونى، رادیوها،روزنامه ها، سایتهاى انترنتى همه و همه در یک مسابقه جنون آمیز بر سر تولید برنامه، حول این مسله، بسر میبرند.تصور کنید در چه حجمى روزانه راجع به جنگ آمریکا علیه ایران، موضوعات، تولید وتحویل داده میشود. تصور کنید چه لشکر وسیعى از خبرسازان و معماران افکار عمومى بکار گرفته شده اند. تصور کنید چه دستگاه عریض و طویلى را براى این هدف، بخدمت گرفته اند. در مقابل از خود بپرسید که که از کل ابعاد کار ژورنالیسم سر سپرده و اجیر و بى جیره و مواجب که دارند راه نظم نوین را در اذهان جامعه هموار میکنند،
ادامه مطلب
فیلتر را ما در هم شکسته ایم
فقر و بدبختی، ظلم و ستم،جنگ و کشتاری که دنیایی سرمایه داری ، برای ساکنان این کره خاکی به ارمغان آورده است. دارد نه تنها طبقه کارگر بلکه همه اقشار تحت ستم در دنیا را به سوی سوسیالیسم سوق می دهد. این خوشحال کننده است. اما همین دنیایی به اصطلاح دمکرات با هزاران ترفند اجازه نمی دهد یک چپ رادیکال و اگاه در هیچ جای این دنیا قد علم کند. و مجبورا اقشار زحمتکش جامعه در بی انترناتیوی خود در امریکای لاتین به پای صندوق های رای گیری می روند، در فرانسه خیابانها را برای مدتی به اشغال در می آورند، در اسکاندیناوی طرفدار کمی بهتر شدن وضع موجود می شوند ، در ایران هر از چند گاهی راه تازه ای را انتخاب می کنند. معضل به انحراف رفتن قدرت رادیکالیسم، ریشه در یک دشمن توانمند دارد.
دلایل من ساده است به ما اجازه نمی دهند صدایمان بگوش همه برسد! به ما اجازه نمی دهند متشکل شویم. نیمی از سرمایه ای را که از کار خود ما بدست می آید صرف سرکوب خودمان می شود. و این بی اطلاعی و نبود امکانات کافی برای اشاعه مارکسیسم انقلابی، و همه گیر کردن بحث مارکسیسم هنوز زود است یا دورانش گذشته است، انحرافات انبوهی را در چپ امروز بوجود آورده است.
چپ در ایران و بحران زندگی در گذشته
در ایران چپ خوش نام است، همه کس خود را چپ می نامد، چپ بودن یعنی مدرن بودن، کار تا جای پیشرفت که خمینی ، مجاهدین خلق و خاتمی خود را با پسوند اسلامی چپ نامیدند. تا برگ برنده توده ای شدن احزاب خود را به دست بگیرند. اما این چپ نامیده شدن این جلادان و نقد درجه دومی و سومی چپ های مدرن تر، انحرافات بزرگی را در چپ امروز ایران بوجود آورده است که باید ریشه یابی شود و این مباحث بطور گسترده در اختیار قشر دانشجو و طبقه کارگر جامعه قرار گیرد.
نقدهای منصور حکمت از چپ حاشیه ای و منحرف،(به نظر من) اکنون می بایست در نسخه های میلیونی در اختیار همگان قرار می گرفت. تا بتوانیم فرصتی ایجاد کنیم که کمونیسم یک بار دیگر به مارکس رجوع کند و راه خود را در تحزب و گرفتن قدرت سیاسی توسط خود کمونیستها باز یابد. اما نبود امکانات کافی و سرکوب های شدید در ایران این امکان را از چپ های جوان در ایران گرفته است. برای عبور از این توهماتی که هم اکنون گریبان گیر طبقه کارگر و کمونیستها در ایران شده است، بازگشت به مارکس و افزوده های منصور حکمت به مارکسیسم تنها راه ممکن است. باید این امکان را برای هر کس که خود را کمونیست می داند فراهم کرد.
یا دمان نرود خود به خود و بطور اتوماتیک قدرت گیری کمونیستها در ایران، پایه های سرمایه داری جهانی را از ژاپن تا واشنگتن به لرزه در خواهد آورد.
اکنون جمهوری اسلامی با طرح تازه فیلترینگ می خواهد اخرین ارتباط های ما را با هم قطع کند.
اما ما برای در هم شکستن این طرح راه های تازه ای یافته ایم
اکنون اوضاع خطیری در پیش رو داریم وقت برای عبور بسیار کم است و ما مجبوریم که از این مرحله عبور کنیم
شما در خواست کنید و ما برای شما ایمیل می کنیم. ما قادریم در عرض چند دقیقه صدها صفحه از ادبیات مارکسیستی را برای میلیونها ایمیل در ایران بفرستیم
ما از لحاظ امنیتی همه مشکلات را حل کرده ایم. هیچ کس از ایمیلهای بقیه با خبر نمی شود و فیلترینگ جمهوری اسلامی هیچ کنترلی بروی آن نخواهد داشت.
http://my.opera.com/javanx/homes/files/khabarname1.htm
اول ماه می، شهر استهکلم مثل اکثر شهرهای دیگر دنیا غرق در طنین سرود انترناسیونال شد.هزاران نفر از کارگران و احزاب چپ دور هم گرد آمدند، تا یک بار دیگر روز جهانی کارگر را جشن بگیرند و قدرت خود را به نمایش بگذارند.
بحران جنگ افروزی امریکا در جهان، روز جهانی کارگر را کاملا تحت تاثیر قرار داده بود. سخنرانی آتشین رهبر حزب چپ سوئد و حمله مستقیم او به جنگ افروزی امریکا، با کف زدن ممتد گرد همای روبه رو شد.
در این گرد همای بقدرت رسیدن احزاب چپ در امریکا لاتین، نشانه مثبتی در دوباره به میدان آمدن طبقه کارگر در جهان، به صحنه سیاست تلقی شد.
آیا به قدرت رسیدن احزاب چپ در امریکا لاتین، بر قدرت کمونیسم خواهد افزود؟
مدتی است که تمام انتخابات های پارلمانی در امریکای لاتین به نفع احزاب چپ تمام می شود. مدتی است که احزاب چپ در این قسمت از دنیا بی رقیب شده اند. این فقط می تواند به چپ چرخیدن مردم آن کشورها را نشان دهد، که در نبود یک حزب کارگری و یک حزب طرفدار قدرت گیری طبقه کارگر تن به رفتن به پای صندوق های رای می دهند، تا احزاب تقریبا چپ را به قدرت برسانند.
آیا اگر یک حزب انقلابی در این کشور ها با یک تئوری تماما مارکسیستی وجود داشت! این جوامع آمادگی ورد به یک انقلاب کارگری و در پی آن به قدرت رسیدن کمونیسم را داشتند، یا دارند؟
این سوالی است که دوست دارم همه در مورد آن نظر دهند!
من نظرات شما را با اسم خود شما در صفحه اصلی وبلاگ منعکس خواهم کرد.

















