تریبون جوانان

وبلاگ شخصی عباس رضایی
صفحه اصلی بیوگرافی
 

مجموعه عظیم فوتوشاپ Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
لینک با کس سیاسی اجتماعی

لینک باکس ها با نشان دان لینک های متفاوت و قرار گرفتن در وبلاگها وسایتهای متفاوت بیننده های زیادی دارند. اما وقتی به لینک باکس های پر بیننده ایرانی نگاه می کنی همه پر از نوشته های از قبیل "عکس لختی فلان خواننده، عکسهای لو رفته از حمام زنان " و اینگونه نوشته است. احساس کردم یک لینک باکس سیاسی اجتماعی  نیز باید وجود داشته باشد تا همه ما وبلاگ نویسان سیاسی نیز بتوانیم لینک هایمان را در آن قرار دهیم . و بازدید وبلاگهایمان را بالا ببریم. به همین خاطر این لینک باکس را درست کردم. در این لینک باکس تمام لینکهای اجتماعی و سیاسی را که به دستم برسد قرار خواهم داد و شرط قرار گرفتن لینک فقط گذاشتن لینک باکس در وبلاگ شما است.

بیایید با این کار و گذاشتن لینک باکس در همه وبلاگها و فرستادن لینکها در لینک باکس بر تعداد مخاطبان خود بیافزایم.

برای مشاهده لینک باکس و قرار دادن کد آن در وبلاگتان به قسمت انتهای وبلاگ بروید

نوشته شده توسط عباس رضایی در یکشنبه 28 آبان ماه سال 1385 و ساعت 5:16 PM
برای مبارزه با سانسور این لگو را در  و وبلاگهای خود قرار دهید

picture

نوشته شده توسط عباس رضایی در پنجشنبه 25 آبان ماه سال 1385 و ساعت 3:37 PM
16آذر اتحادی برای عبور.

 قسمت دوم

 

ما نمی توانیم به آنچه داریم راضی باشیم و نمی توانیم تحمل کنیم آنچه را که به دست آورده ایم از دستمان بگیرند!

ما در 16 آذر های گذشته پرچم آزادی ،برابری را در دانشگاه به اهتزاز در آوردیم. ما در 16 آذر های گذشته مهر رادیکالیسم و جنبش چپ را بر اعتراضات دانشجوی کوبیدیم. عکسها و خبر های اعتراضات رادیکال ما، حتی توسط خود بلندگو ها و سایتهای انترنتی حکومت به جهان مخابره شد. این آن چیزی است که ما داشته ایم و نباید تحمل از دست دادنش را داشته باشیم. هر چند که توازن قوا به نفع ما نیست، هر چند که الان بیشتر از دیروز زیر فشار هزار و یک ارگان رسمی و غیر رسمی قرار داریم، هر چند که ....  اما آیا فقط داشتن این افتخارات  و یا حتی تکرار آنها کافی است؟

مبارزه سیاسی در ایران امروز و بخصوص در دانشگاه ها با وجود  سرکوب شدید حکومت  برای سرپا نگاه داشتن خود به  آبدیت روزانه احتیاج دارد. باید با طرح روشهای تازه   مانع از سد شدن راه مبارزه شود. در یک کلام متحد شود،نقشه بکشد و غافل گیر کند.

من شک دارم اگر بخواهیم مثل 16 آذر های سالهای گذشته عمل کنیم موفق شویم. من شک دارم موفق شویم، اگر بخواهیم مثل یک قبیله سرخپوست عمل کنیم و بدون یک نقشه و یک سازمان دهی درست به دنبال زنده باد و مرده باد به حرکت در آییم. من شک دارم موفق شویم اگر نتوانیم متحدانه وارد عمل شویم.

راه عبور و موفق شدن در گروی رسیدن به یک اتحاد در میان نیروهای "هم جنبشی" است. منظورم از همجنبشی، تمام سازمانها و نیرو های است که می خواهند 16 اذر را حول خواستهای رادیکال سازمان دهند. این کار امکان پذیر است و مراحل ابتدایی آن آغاز شده  است. این تازه آغاز کار است در حالی که ما وقت زیادی نداریم.

چرا باید به این اتحاد عمل پیوست؟

1:اعتراضات دانشجوی در یک حالت تدافعی!

بعد از حملات گسترده به تشکلهای دانشجویی و لغو تعدادی از آنها، اکنون فعالان  دانشجوی در یک حالت تدافعی برای حفظ سنگر های قدیمی خود هستند. تمام انرژی فعالان دانشجویی صرف بقای این تشکلها شده است . جمهوری اسلامی با تشکیل  تشکلهای دست ساخت خود و حمایت از آنها و به منظور عقب زدن فضای چپ در دانشگاه است. نمونه بارز آن را چند روز پیش در دانشگاه زابل شاهد بودیم، که با علم کردن ائتلاف دانشجویان بومی و با حمایت فرمانداری زابل درصدد تسخیر انجمن اسلامی دانشگاه زابل در آمدند که باعث در گیری و تشنج در این دانشگاه شد.جمهوری اسلامی با حمله به اخرین دست آوردهای دانشجویان در صدد به عقب راندن اعتراضات دانشجوی و سرکوب رهبران این اعتراضات است.

احضار گسترده فعالان دانشجویی و محروم کردن انها از تحصیل در این چند هفته گذشته  به وضوح قابل مشاهده بود. جمهوری اسلامی با اخراج فعالا ن دانشجویی و محروم کردن انها از تحصیل در صدد است حلقه رابط اعتراضات توده ای در دانشگاه را با رهبران این اعتراضات قطع کند.

غیر قانونی اعلام کردن نشریات دانشجویی ضربه اخر حکومت به رهبری این اعتراضات بود و اخرین تریبونهای اطلاع رسانی دانشگاه ها یکی بعد از دیگری بسته شدند.

با اشاره به موارد بالا حالت تدافعی رهبران و اعتراضات دانشجویی به دور از تصور نبود.

2: نا امید شدن جریان راست در دانشگاه بعد از کم شدن ظاهری احتمال حمله امریکا به ایران و سازمان دهی مجدد در دانشگاه!

اگر تا چندی پیش تمام امید جریان راست به حمله امریکا به ایران و دست به دست کردن قدرت در بالا بود و دانشجویان طرفدار این خط منتظر این واقعه و با خیال راحت در خانه هایشان نشسته بودند. اکنون آرزو های خود را برباد رفته می بینند و در فکر سازمان دهی خود در دانشگاه بر آمده اند واین باعث ائتلاف غیر مستقیم این خط با اصلاح طلبان درون حکومت شده است. وجه اشتراک این دو جریان ترس از قدرت گیری مجدد چپ و رادیکالیسم در دانشگاه است.

دلایل بالا و ده ها دلیل دیگر به ضرورت یک اتحاد عمل گسترده در میان نیروهای چپ، برای 16 آذر، روزی که می توانیم و باید این توازن قوا را به نفع چپ در دانشگاه تغییر دهیم صد ها برابر کرده است. این اتحاد ما و شعارهای یک دست ما در همه دانشگاهای کشور پاتکی است که همزمان جمهوری اسلامی و جریان راست در درون دانشگاه را میخ کوب خواهد کرد.

ما با بحث و همفکری و متحد شدن حول یک یا چند خواست مشخص، می توانیم با تحلیلی درست شرایط را عوض کنیم. اتحاد عمل ما برای 16 آذر می تواند به کابوس چپ معاصرخاتمه دهد. چرا که عبور از سکتاریسم برای چپ به معنای قدرتی چند گانه برای جنبش چپ خواهد بود.

سوال اینجا است این اتحاد عمل چگونه امکان پذیر است؟

این یک اتحاد تاکتیکی است که قرار است در  یک اکسیون یک روزه، یا چند ساعته، نیروهای چپ  با چند شعار مشخص آن را برگزار کنند. کاری که نیروهای راست سالهای سال است آن را انجام می دهند.

اگر راست جامعه می تواند حوال شعار های میهن پرستانه  و سرود "ای مرز پر گهر" متحد شود، دلیلی ندارد که ما نتوانیم حول شعارهای رادیکال خود در دفاع از ازادی و برابری متحد شویم.

برداشت چپ سنتی از اتحاد عمل همیشه ملاقات های زیر زمینی و به خطر انداختن اعضای خود در شرایط اختناق بوده است. باید از این سنت عبور کرد و 16 آذر امسال می تواند شروع این کار باشد.

نیروهای چپ و دانشجویان مستقل در این روز می توانند با چند شعار واحد، اتحاد عمل تاکتیکی خود را نشان دهند. پیوستن به این اتحاد عمل و به میدان آمدن با یک شعار واحد، اقتدار چپ در این جامعه را در این روز مشخص، نشان خواهد داد.

ادامه دارد ...

 

نوشته شده توسط عباس رضایی در پنجشنبه 25 آبان ماه سال 1385 و ساعت 02:30 AM
۱۶ آذر

 ۱۶ آذر نزدیک است و باید کاری کرد به این وبلا مراجعه کنید و نظر خود را در باره ۱۶ آذر بیان کنید

اینجا را کلیک کنید

نوشته شده توسط عباس رضایی در پنجشنبه 18 آبان ماه سال 1385 و ساعت 11:24 PM
16آذر اتحادی برای عبور

16 اذر روزی است که میتوان خواستهای مشخصی را فریاد زد، می توان جو اختناق حاکم  در دانشگاه را شکست، چرا که قاعدتا 16 اذر روز اعتراض دانشجو به سرکوب آزادی بیان و روز بیان خواستهای واقعی مردم از زبان قشر دانشجو بوده است. این روز و این فرصت را باید غنیمت شمرد.مناسبتهای مختلفی است که مجالی برای ابراز وجود یک نیروی خاص را در جامعه به ما می دهد و 16 آذر روز قدرت نمایی جنبش چپ و رادیکالیسم در دانشگاه است.

دوران فرقه گرایی و خوستهای مریخی به سر آمده ، دورانی که چپها از اعتراض دانشجوی انقلاب کارگری را انتظار داشتند دیگر تمام شده است.اکنون باید زمینی تر و به دور از زنده باد و مرده باد فلان حزب و سازمان،  حول یک یا چند خواست مشخص اتحاد عمل داشت. جرقه این اتحاد عمل  زده شده است باید به آن پیوست.

اکنون در زمانی به 16 آذر نزدیک می شویم که حمله گسترده ای علیه آزادی بیان و تشکلهای نیمه مستقل دانشجویی آغاز شده است، دانشجو ها بدون ارئه یک بهانه مشخص به ستاره دار و غیر ستاره دار تقسیم می گردند و از ثبت نام دانشجویان فعال سیاسی در ترم جدید تحصیلی جلوگیری می شود و این فضا را ملتهب تر و سرکوب را نهادینه تر کرده است. برای غلبه بر این مشکلات اول باید این مشکلات را شناخت، درکشان کرد و علیه آنها برنامه چید.هنر ما کمونیستها همیشه"تحلیل مشخص از شرایط مشخص" بوده است. هر گاه ما از این فضا دور گشته و احساسی عمل کرده ایم، شکست های جبران ناپذیری به قیمت جان هزاران مبارز کمونیست را به ما تحمیل شده است.

خواست دانشجو اکنون چیست؟ چه چیزی را در این روز می توانیم به دست بیاوریم؟پله بعدی کجا است؟ در این 16آذر چقدر می توانیم پیش برویم؟ جواب دادن به این سوالات می تواند یک راه حل زمینی و واقعی را پیش روی اعتراضات دانشجوی در این 16 آذر قرار دهد.

اگر منطقا به مسئله نگاه کنیم خواست اعتراضات دانشجوی از خواستهای بقیه مردم جدا نیست، چرا که دانشجو نماینده اقشار مختلف مردم است. آزادی بیان برابری زن و مرد و....و خواستهای دیگری که برای رسیدن به هر کدام از انها باید جمهوری اسلامی را سرنگون کرد. سرنگونی جمهوری اسلامی و برپایی یک حکومت رادیکال خواست اکثریت مطلق جامعه و دانشگاه است.اما آیا با اعتراضات دانشجوی می شود حکومت را عوض کرد؟ جواب به این سوال منفی است. چرا که نیروی تغییر دهنده و انقلاب کننده  برای ما کمونیستها نه در دانشگاه بلکه در محیط های کارگری نهفته است.

واین توهم که می شود با یک 16 آذر یا روزهای مشابه دیگر حکومت را ساقط کرد، جز اینکه به روحیه مبارزان ضربه زند، دستاورد دیگری ندارد. و شاید این توهم باعث وارد آمدن خسارات جبران ناپذیری از جانب حکومت تا دندان مسلح جمهوری اسلامی بر پیکر چپ تازه به دوران رسیده در دانشگاه ها  شود. نتیجه گیری که از این بحث می توان کرد، این است که هدف اصلی را با چندین مرحله باید نشانه گرفت.

اما تا کجا می توانیم پیش برویم و پله بعدی کجا است؟ این دیگر یک بحث زمینی است، خارج از تهیج کردن ها و سرود خواندن ها باید واقعیت ها تلخ جامعه را مد نظر داشت.

هنوز جمهوری اسلامی سر کار است، هنوز زندانی می کند، هنوز گله های بسیج و انصار در جامعه ولو هستند و زندان و سرکوب به بخشی از زندگی روز مره مردم تبدیل شده است. نمی شود در این دوران به خیابان ریخت و فریاد مرگ بر جمهوری اسلامی سر داد، نمی شود یک روزه فریاد زنده باد جمهوری سوسیالیستی سر داد. این یعنی سرکوب زود رس اعتراض و دوباره به خانه فرستادن دانشجویانی که با فرخوان رهبران دانشجوی به میدان امده اند. این یعنی دوباره یک یا چند سال سکوت.

البته این را توضیح دهم که در شرایط مشخص توازن قوا می تواند نوع شعارها و لحن شعارهای ما را تغییر دهد. این توازن را رهبران دانشجوی در محل تشخیص می دهند و تشخیص درست این رهبران پیروزی یا شکست حرکت را رقم خواهد زد.

در این سوی قضیه یک دانشگاه است با درصدی بی نهایت بالا مخالف جمهوری اسلامی. دانشجویانی که خیلی از انها به این نتیجه رسیده اند که چیزی جز زنجیر هایشان برای از دست دادن ندارند.و اگر با یک رهبری درست هدایت شوند می توانند برای یک روز هم که شده فضای دانشگاه را کامل به دست بگیرند و نوکران ریز و درشت حکومت را از دانشگاه بیرون کنند.این امر می تواند کاتالیزور حرکات بسیار بزرگتر در جامعه باشد. بازتاب یک حرکت درست و برنامه ریزی شده در دانشگاه و بدست اوردن یک پیروزی کوچک(همان چیزی که ما خود پله بعدیش خواهیم نامید) ایران را به یک باره تکان خواهد داد و نفس تازه ای در مبارزات اقشار مختلف مردم خواهد دمید.

رمز پیروزی ما در این مبارزه درایت کامل در نحوه انتخاب شعارها و چگونگی هماهنگ کردن محافل کوچک و بزرگ برای برپای یک اعتراض گسترده است، که به یک باره سرکوب نشود. در این مورد مشخص تاکتیک های مشخصی است که بنظرم بیان انها در یک نوشته علنی که یقینا به دست نیروهای سرکوبگر رژیم هم خواهد رسید امری درست و منطقی نیست.

برای گفتگو و تبادل نظر در مورد 16 آذر و برای پیوستن به این اتحاد عمل با ما تماس بگیرید. این اتحاد ما 16 آذر موفقی را برای ما به ارمغان خواهد آورد.

نوشته شده توسط عباس رضایی در چهارشنبه 10 آبان ماه سال 1385 و ساعت 8:11 PM
دو مقاله از لنین که اولین بار است به زبان فارسی منتشر می شود.

درسهاى انقلاب
لنین، ٦ سپتامبر ١٩١٧


هر انقلابى بمعناى یک تحول ناگهانى و شدید در زندگى توده‌هاى عظیم مردم است. اگر موجبات چنین تحولى فراهم نشده باشد وقوع انقلابِ حقیقى غیر ممکن است. همان گونه که هر تحولى در زندگى یک فرد، بسى چیزها به او میآموزد و وادارش میسازد خیلى چیزها را ببیند و به چیزهایى پى ببرد، به همان گونه هم انقلاب در مدت کوتاهى پر معناترین و گرانبهاترین درسها را به تمام مردم میآموزد.
در دوران انقلاب میلیونها و دهها میلیون تن از مردم در هر هفته بیش از یک سال زندگى عادى و خواب‌آلود چیز میآموزند. زیرا هنگامى که تحول ناگهانى و شدید در زندگى تمامی مردم روى میدهد، با وضوح خاصى معلوم میشود که هر یک از طبقات مردم چه هدفى را تعقیب میکند، چه نیرویى دارد و با چه روشهایى عمل میکند.

ادامه مطلب

نوشته شده توسط عباس رضایی در یکشنبه 7 آبان ماه سال 1385 و ساعت 10:34 PM
درسهای انقلاب. قسمت اول ۱۹۱۰ از لنین

این نوشته لنین بر گرفته از سایت منصور حکمت  ارشیو عمومی لنین است

خواندن این مقالات را به تمام کمونیستها جوان پیشنهاد می کنم.

............

 درسهاى انقلاب
لنین، ٣٠ اکتبر ١٩١٠


از اکتبر سال ١٩٠٥، یعنى از آن زمانى که طبقه کارگر روسیه نخستین ضربت نیرومند خود را بر پیکر حکومت مطلقه تزار وارد کرد، پنجسال میگذرد. پرولتاریا در آن روزهاى بزرگ میلیونها تن از زحمتکشان را بمبارزه با سرکوبگرانشان برانگیخت. پرولتاریا در ظرف چند ماه سال ١٩٠٥ بهبودهایى را بدست آورد که در طی دهها سال کارگران به عبث انتظار داشتند "مقامات بالا" به آنها بدهند. پرولتاریا براى تمام مردم روسیه، گرچه در دوره‌ای کوتاه، آزادى مطبوعات، اجتماعات و اتحادیه را کسب کرد - آزادیهایی که روسیه تا آن موقع آنها را نمیشناخت. پرولتاریا دوماى جعلى بولیگین را از سر راه خود جارو کرد، بیانیه اعلام مشروطیت را از حلقوم تزار بیرون کشید که بموجب آن یکبار براى همیشه اداره امور روسیه بدون وجود مؤسسات انتخابى غیر ممکن میشد.

ادامه مطلب

نوشته شده توسط عباس رضایی در یکشنبه 7 آبان ماه سال 1385 و ساعت 10:28 PM
بالای صفحه