مدتی است که بحث های مفصلی حول حوش اعتراضات ١٦ آذر در جریان است. چنین به نظر می رسد که بعد از پایان تب و تاب اکسیون های ١٦ آذر و تاثیرات هژمونی چپ در دانشگاه بر این اعتراضات، جریان راست اپوزسیون درون دانشگاه را بر آن داشت تا خواسته یا ناخوسته در مقابل قدرت گیری روز افزون چپ در دانشگاه، در کنار نیروی های سرکوبگر حکومت قرار گیرند و تا انجا پیش رفت که تعدادی از رفقای چپ در دانشگاه با استناد بر این نقد، نوشته های در باب زود هنگام بودن رودروی چپ و راست در دانشگاه نوشتند و سعی در متحد کردن چپ و راست در دانشگاه علیه حاکمیت موجود نمودند.
اما این اولین بار نیست که راست جامعه در مقابل قدرت گیری چپ، متحد و یک پارچه می شود. تاریخ در زمان قدرت گیری کمونارها در پاریس گواه این واقعیت است. از آن زمان تا کنون بارها این اتفاق افتاده است که راست به ظاهرمترقی در مقابل قدرت
گیری چپ در کنار مرتجعترین نیروها ایستاده است. این اپوزسیون راست که بعد از شکست اصلاحات در جمهوری اسلامی در کنار امریکا و دیگر متحدانش در اپوزسیون خارج کشور ایستاده و اکنون سرنگونی طلب شده است، هم از این قائده پیروی می کند. چپ در این شرایط باید از استراتژی اتحاد های مقطعی و اکسیونی برای نیرو گرفتن از جناح مخالف و اکثریتی که هنوز انتخاب نکرده است، استفاده کند، که این بحث دیگری است که در نوشته های ما، قبل از ١٦ آذر در مورد اتحاد عمل، به تفسیر توضیح داده شده است. اکسیون های ١٦ آذر امسال نمونه بارز و جالب استفاده چپ از این نوع اتحاد ها بود.
جریان راست(لیبرالها) که اکنون ماهیت واقعی خود را با مخبر شدن برای جمهوری اسلامی و لو دادن فعالان چپ به وضوح به نمایش گذاشته است، نشان داد که ظرفیت این را دارد که در صورت به قدرت رسیدن چپ در کنار مرتجع ترین جریانات درون حکومتی قرار گیرد. این جریان بدون شک بخشی از دشمنان ما و عوامل سناریو سیاهی هستند که پله به پله در حال پیاده کردن آن هستند.. پس رودر رو شدن با این جریان مرتجع زود نیست و مبارزه با این جریان، مبارزه با بخشی از راست در این جامعه است که دشمنی تاریخی با کمونیسم دارد. جریان راست در دانشگاه و حتی در جامعه برای قدرت گیری احتیاجی به میدان آوردن توده های مردمی ندارد. بلکه اکسیونهای آن برای جلب حمایت غرب است! که بدین صورت به حامیان خود در غرب نشان دهد که می تواند انترناتیو جمهوری اسلامی باشد.
سوال اینجا است که آیا اکنون چپ در جامعه ایران قدرت ورود به این جنگ را دارد؟
جواب این سوال این است که چپ خواسته یا ناخواسته وارد این جنگ شده است، نه در جامعه ایران بلکه در همه جوامع به شیوه های متفاوت وارد این کارزار شده است. این جنگ طبقاتی که سالیان سال است چپ ها شکست خورده های آن بودند، دوباره اوج گرفته است و اکنون ما در جامعه ایران بنا به دلایل مختلف توان پیروزی درآن را داریم. وجود شکافهای عمیق طبقاتی، تجربه، چپ سرکوب شده در انقلاب ٥٧، به میدان آمدن هرچند محدود طبقه کارگر را اگر در یک حزب سازمانده و رادیکال جمع کنیم، گرفتن قدرت سیاسی توسط چپ در جامعه ایران امری امکان پذیر و شدنی است. اما نقطه ضعف این چپ، تحزب گریزی در میان فعالان اجتماعی و سیاسی آن بواسطه تبلیغات سالیان سال سرمایه داری در مورد حزبیت و خفقان موجود است. باید این ضعف را شناخت، نقد کرد و پشت سر گذاشت.
ضعف دیگر این چپ وجود تئوری "نا اگاه بودن طبقه کارگر" است و منتظر اکثریت شدن و اگاه شدن طبقه ماندن. تحلیلی که از این نوع گرایش داده می شود دوباره انتظار کشیدن است. غافل از اینکه، این قدرت سیاسی است که اکثریت را همراه می کند و همین دست بردن به قدرت است که با پشتیبانی از طبقه کارگر می تواند آن را سازمان دهد. گرفتن قدرت سیاسی و امتداد آن تا انقلاب سوسیالیستی وظیفه حزب پیشرو و کمونیست است، که از ادبیات این چپ که ظاهرا هم بسیار کارگری است، حذف شده است. از این نباید غافل شد که این چپ بی آزار! همیشه به گروه فشار جریانات اصلاح طلب برای فشار به جناح رقیب تبدیل شده است و خواسته یا ناخواسته به توپ بازی جریانات حاکم تبدیل گردیده است. این گرایش در چپ بسیار خطرناک است و باید یک بار برای همیشه از آن عبور کرد.
چپ در اقلیت چگونه می تواند قدرت سیاسی را صاحب شود؟
در حقیقت "چه باید کرد؟"
من به نوبه خود به این سوال تا حدی که در حوصله این نوشته باشد جواب خواهم داد.
در جامعه ای که یک اکثریت بالا، ناراضی (اما منفعل) از حکومت وجود دارد، کسانی که در حال حکومت کردن هستند در اقلیتی ناچیز در جامعه قرار دارند که بواسطه داشتن قدرت سیاسی و ارگانهای سرکوب بر این جامعه حکومت می کنند. راه حل غلبه بر چنین حکومتی به میدان آوردن کل قشر ناراضی و منفعل در جامعه نیست! این امر به خودی خود بد نیست، خیلی هم خوب است! مسئله غیر ممکن بودن آن است. تنها در شرایطی می توان این توده های عظیم ناراضی از حکومت را برای سرنگونی حکومت به خیابان کشاند که یک انترناتیو قوی وجود داشته باشد که مردم بتوانند باور کنند که می توان قدرت را در دست گرفت و آن را نگه داشت.
پس راحل، گرفتن قدرت و یا دست بردن به قدرت توسط قشر پیشرو در این جامعه است. این قشر پیشرو باید متشکل شود و اهرمهای دست بردن به قدرت در جامعه را در اختیار گیرد. این یعنی تشکیل یک حزب انقلابی پیشرو که جسارت و توان حرکت برای گرفتن قدرت سیاسی را دارد. چنین حزبی به نظر من وجود دارد و باید به آن پیوست. تشخیص این امر برای فعالان و پیشروان جنبش دانشجوی می تواند فعالان عرصه های مختلف دیگر را به این سو سوق دهد. فراموش نکنیم که ما تا ابد وقت نداریم و از این فرصت پیش آمده باید حداکثر استفاده را کرد. سوال بعد چه باید کرد این چپ در صورت بوجود آمدن یک تحول سریع و فروپاشی حکومت و در پی آن جامعه توسط یک نیروی خارجی است!
اپوزسیون راست خارج از کشور در چنین شرایطی که خواست آنها هم هست، به روشنی روز تکلیفش روشن است. چرا که تنها انترناتیو موجود این سناریو سیاه برای نیروهای حمله کننده به ایران هستند و ترجیح می دهند به هر قیمتی شده حتی با عراقیزه کردن ایران، این امر صورت پذیرد.
چپ در چنین شرایطی برای اینکه دوباره به جوخه های اعدام سپرده نشود، احتیاج به یک بازوی مسلح دارد که از دست آوردهای نیروهای رادیکال در جامعه حمایت کند. راه دیگری نیست در چنین شرایطی نه می شود شورا درست کرد و نه فرمان مجمع عمومی داد. عراق نمونه خوبی است که میشود شکست هرنوع مبارزه مدنی در آن را دید و پاسخ هر نوع مبارزه مدنی را با انفجارات و کشتار مشاهده کرد.
گارد آزادی تنها انترناتیو ممکن در حال حاضر برای چپ است که باید تقویت شود و واحد های آن را هم اکنون تشکیل داد. تنها نیروی مسلح کنونی است که می تواند در چنین شرایطی از دست آوردهای طبقه کارگر و پیشروان عرصه های اجتماعی محافظت کند.
اساسا تحول در آینده ایران در این دو سناریوخلاصه می شود. راست بی امید در اپوزسیون چشم براه بمبهای انقلابی امریکا و دست به دست شدن قدرت در بالا است و چپ در فکر گرفتن قدرت سیاسی در این کشور قبل از فروپاشی جامعه است. در هر دو شرایط ما مجبورا باید متحزب شویم را دیگری برای نجات این جامعه وجود ندارد.

گزارش های پیاپی که روزانه منتشر می شود، حاکی از آن است که جمهوری اسلامی بعد از پایان این انتخابات های فرمالیته قصد دارد، به دستگیری دانشجویان معترض که حماسه چند روز پیش اعتراضات 16 آذر امسال را افریدند بزند. و هم اکنون عده ای از دانشجویان احضار شده اند و یا خود را از ترس ماموران اطلاعات پنهان کرده اند.
چند روز اعتراض پیاپی و آتش زدن عکس احمدی نژاد در مقابل او، بر افراشته شدن پرچم" آزادی و برابری" در دانشگاه های سراسر ایران جمهوری اسلامی را به وحشت انداخته است.
احضار گسترده دانشجویان به کمیته های انظباتی و فراخوان های عوامل ریز و درشت حکومت برای دستگیری دانشجویان شروع کمپین تازه ای برای سرکوب مبارزات دانشجوی است.
ما اجازه نمی دهیم جمهوری اسلامی با استفاده از سرگرم بودن میدیای دنیا به بحران هسته ای ایران و سناریوی سیاه ای که در عراق بوجود آمده است، دست به سرکوب گسترده تر دانشجویان و دیگر اقشار معترض جامعه بزند.
ما در خارج کشور دنیایی متمدن را بر علیه این تعرض تازه جمهوری اسلامی بسیج خواهیم کرد و اجازه نخواهیم داد جمهوری اسلامی به این سادگی دست به سرکوب بزند و با سازمان دادن اعتراضات پیاپی در تمام کشورها، سفارت های این حکومت را در سراسر دنیا به جهنم گاهی برای جمهوری اسلامی تبدیل خواهیم کرد.
فردا قرار است دانشجویان ایتالیای در حمایت از دانشجویان ایران به یک اعتراض نمایشی دست بزنند. و انزجار خود را از دیکتاتوری اسلامی اعلام کنند. ما سعی خواهیم کرد در کوتاه مدت دانشجویان سراسر دنیا را به چنین حرکتهای برای حمایت از دانشجویان ایران ترغیب کنیم و افکار عمومی غرب را متوجه حوادث اخیر در ایران کنیم.
در داخل ایران نیز باید با سازمان دادن پیکت های اعتراضی به هر دستگیری و هر محرومیت از تحصیل دانشجویان و متصل کردن این اعتراضات به هم، جبهه متحدی را علیه این تعرض تازه جمهوری اسلامی سازمان داد.
اتحاد عمل ما در اکسیون های 16 آذر امسال باید مستحکم علیه این تعرض تازه جمهوری اسلامی خود نمایی کند.
جمهوری اسلامی درصدد است با استفاده ار جو حاکم و دلخوری عده ای اصلاح طلب دیروزی در دانشگاه، جو دانشگاه را متشنج کند و خود از این آب گلالود ماهی بگیرد.
عروج چپ و رادیکالیسم در اعتراضات اخیر دانشجوی و تاثیرات آن بر تغییر( هرچند جزئی) در توازن قوا در دانشگاها را جمهوری اسلامی نمی خواهد ببیند و این به خودی خود باعث تجدید برخوردها در دانشگاه ها خواهد شد که باید توسط ما جواب روشنی بگیرد.
تا جایی که به ما در خارج کشور بر می گردد، آماده سازمان دادن بزرگترین اعتراضات در این دوره بر علیه جمهوری اسلامی خواهیم بود.

















